الشيخ محمد آصف المحسني
367
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
روى زمين است ! اين چنين به جهل خود پافشارى نمىكردند ؛ اگر آنان مىدانستند و درك مىكردند كه زندگى پس از مرگ يك زندگى جاويدانى و ابدى است ، هرگز از خدا غافل و روىگردان نمىشدند ، هرگز منكر قيامت نمىشدند ، همه چيز را قبول مىكردند ؛ ولى سطح آگاهى آنان پايين است ، نمىتوانند چيزى بيشتر از آنچه كه به چشمان خود مىبينند درك نمايند ، رسول من ! آخرين طرز تفكر و نبوغ علمى آنان همين است . بگذار به حال خود باشند ؛ زيرا آنان قابل هدايت نيستند . كفار مىتوانستند سطح آگاهى خود را بالا ببرند ، مىتوانستند از استعداد خود استفاده كنند ؛ ولى آنان با لجاجتى كه داشتند ، نخواستند چنين كارى را انجام دهند . « إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى » مردم در واقع دو دستهاند ، دسته اول همين است كه : « ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ » اين دسته بقدرى پست شده كه پستى را براى خود افتخار مىدانند ، سنگ را از كوه مىآورند ، با دستهاى خود مىتراشند و سپس آن را به عنوان پروردگار تعظيم مىكنند . حماقت شاخ و دم ندارد ، اگر قرار باشد انسان سنگ را پرستش و يا تعظيم كند ، چرا خود كوه را تعظيم نكند ؟ سنگ نيز از همان كوه است ، اگر سنگها تقدس داشته باشد ، كوه به مراتب اولى تقدس دارد . عبادت غير خدا چه كوه باشد و چه سنگ و چه خاك ، چه درخت يا چوب ، چه فلز باشد يا كدام چيزى ديگر ، فرق نمىكند ، پرستش همهى آنها براى انسانها حرام است و اين از بىعقلى انسان است كه أشياى بىشعور را پرستش كند . مشركين كوه را تعظيم نمىكردند ، سنگهاى آن را نيز تعظيم نمىكردند ؛ ولى وقتى سنگهاى كوه را مىآوردند و با دستانشان مىتراشيدند ، فكر مىكردند كه